تبليغاتX
fuck this life
hate isn,t enough to describe me

 

نیستم.....خیلی وقته که نیستم....ای کاش هیچوقت نبودم و چشمم به دنیای

 

 لجنتون نمی افتاد....

 

حالم از همتون به هم می خوره .از همه شماهایی که مثلا آدمید اما هیچی

 

نیستید بجز یه مشت کثافت....

 

قصد نداشتم دوباره این سگدونی رو به روز کنم...

 

اما یه چیزی مثل زالو به وجودم افتاده.....

 

فقط خواستم بگم زنده ام و هنوز هم مثل یه سگ دارم جون میدم

 

با چند سگنوشته که از ذهن بیمار و مادر جند....من مثل خون موقع پریود

 

بیرون اومده به روزم:

 

 

 

 

۱.

 

ته نشین میشود...

 

آخرین حضور بی شرمانه بشر

 

 در باتلاق انسانیت

 

این شروع پایان ناله ی کودکیست

 

که روحش را به مین زمینی فروخت

 

چه شکوهی!...چه عظمتی!..

 

این حرامزاده ها

 

فرزندان شیطان

 

نه توله های آدمند

 

وای!...چه خلقتی!...

 

بگیر مال توست

 

این فاحشه خانه از امروز مال توست

 

نطفه ی غمگین هوسبازی

.............................................

۲.

 

سرم را رنده میکنم

 

با کمی گوشت اضافه

 

تو می ریزی زمین...

 

با یه کاسه آب

 

با قاشقی که از استخوانت

 

برای هم زدن خونت تراشیده ام

 

با هیجانی که ازآخرین

 

هم آغوشی تو

 

روی دندانم مانده

 

تو را خواهم خورد.....

...................................

 

۳.

 

تو از آخر انگشت من آمدی

 

نسخه ی بی شماره ی اهورا

 

آمدی تا خواب خونی مرا خط خطی کنی....

 

روی آستینم بچرخ

 

تو هنوز صدای خش خش دست های پاره ی مرا نشنیدی

 

روی سقف بی وجود سقوطم بشین

 

بیشتر بخند

 

بیشتر بمیر

 

آه...تو باز مرا به چاقویی

 

که با لبانت برای بودنم تیزکردی می فشاری

 

آه...چه زیبا میزنی

 

ببین این گلوهم پریود شده

 

هذیان می گوید

 

تو از انتهای خواب من آمدی...

 

تو....

.......................................

 

۴.

 

چشمانش بوی لالایی میداد

 

وقتی برای لقمه نانی

 

کم سو

 

تر

 

شده بود

 

کارتون های درد

 

چه بی رحم

 

شومینه ی این دستهای شرم میشود

 

حصیر سنگی

 

آخرین بازمانده تاراج عاطفه....

 

روی دیوار های تهی

 

یادگاری مینویسد

 

هیچ وقت

 

هیچ کجا

 

آدم ندیده است.....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 1:47  توسط مسعود پودینه |