تبليغاتX
fuck this life
hate isn,t enough to describe me
عید تو راهه...بوی گهش داره میاد..خوشحالی مگه نه؟

با خودت میگی سال جددید میاد و میخوای همه چیز رو بترکونی

 اما آخرش میبینی....هیچی!...همه چیز همون کثافتی که بودن

هستن و ....حوصله فحش دادن ندارم...اینم عیدی های من:

 

۱.

از دندانهایم بالاتر نمی کشمت

ناله هایت لای انگشتانم می پوسد

دنده هایت را به من بسپار

آخرین التماست را هم...

سرد می شوی

سایه ات را به من می گشایی

سرت را به زمین

زیر پنجه هایم مینویسی

تا ابد..نه..نه..

روی سینه کش دستهایی که

دیروز می گریست

می مانی...می چکی

از تمام رنگهایی که با تو نوشتم

خودت را می شوری

زیر لباس تا نزده ای که

تورا گرفته می نشینی...

از توئی که به قتل رسیدی

با پای نم گرفته ی این شاعر بد

همین می ماند

یک تکه از لبانت....

 

۲.

 

تاک...تیک

تاک...تیک

نبض می شاشد

آخرین بوسه های یک محکوم به قتل بر آلتش...

سرش را روی چشمانش میگذارد

انگشت وسط دیگری به خودش...

جلق برای لاشه ای که

با پرده 

زنده ماند

ته مانده ی مدفوع زیر زبانش گیر کرده

تلاش آهنگینی برای لمس دوباره خاطرات...

دندان هایش برای بوی تازه آدمیزاد می چکد

حسرت برای ریختن آبش روی جسد...

تاک..تیک

تاک...تیک

۱۳ دقیقه به اجرای حکم

تجاوز به حلقه دار

آخرین امید زندگی

تاک...تاک...تاک....

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 23:48  توسط مسعود پودینه |